تبليغاتX
The girl with certain look

در مقابل شخصی که از نوع بشر اسهالش می گیرد و از جهان پوچ پیرامون استفراغش،چه موضعی می توان اتخاذ کرد؟

1.بله،همه چیز در واقع همین گونه است که می بینی.

2.نه،اصلآ این طور نیست، تو هنوز به هدف زندگی دست نیافته ای.

3.با این که همه چیز همین گونه است که تو می گوئی بهتر است بی خیال باشی و به کسشعر بگذرانیش.

4.زندگی آمیخته به تناقضاتِ تلخ و شیرین است اگر قادر به درک این تناقض شوی دیگر به تلخی و شیرینی فکر نخواهی کرد و تناقض را زندگی خواهی نمود.

5.خودت را بکش.

6.سعی کن از بالا به همه چیز نگاه کنی تا همه چیز مضحک و خنده دار به نظر برسد.در هر چیز سوژه ای برای خندیدن وجود دارد.

7.فیلم ببین.

8. سعی کن از جزئیات لذت ببری و هیچ وقت به ارتباط این جزئیات نیندیشی.

9.چرا؟؟؟

...

حال اگر در مورد چرائی ِ اپیدمیک شدن این موضوع  از شما سوال شود چه موضعی اتخاذ خواهید نمود؟

1.چون واقعیت جهان همین است و شعور بشر هر چه مراحل مختلف را می گذراند ،در مرحله ی شعور معذب به پایان می رسد و پوچ گرا می شود چرا که در کل نمی توان هدفی برای جهان متصور شد.

2.عده ی کمی استعداد این را دارند که از مرحله ی شعور معذب عبور کرده و به سطح بالاتری از شعور که همانا یکی کردن جهان فی النفسه و لنفسه است ،دست یافته و به عرفان هگلی دچار شوند.

3.خیلی از انسان ها استعداد کس شعر تلقی کردن همه چیز را ندارند.

4.چون این گونه بودن مد شده است و همه ترجیح می دهند اهدافی را که دلیل زیستنشان می شود انکار کنند.

5.انسان ها چون به چیز هائی که می خواهند نمی رسند برای قابل تحمل تر کردن شکست ها کل ِ زندگی را زیر سوال می برند.

6.دیگر چیز ارضاء کننده ای در جهان وجود ندارد و گوئی جهان به سمتی که ما نمی دانیم کجاست پیش می رود.

7.فیلم های خوب کم شده است.

8.رواج بی دینی.

9.وجود احمدی نژاد.

...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/05ساعت 11:48  توسط The girl with certain look  | 

جشنواره ی فیلم های بلندِ کوتاه شده ی شبکه ی چهار سیما

 

با معرفی آخرین و جدید ترین روش ِ تدوین:"تدوین روی تدوین"

ایرانی ترین روش اسلامی کردن فیلم های پرنوگرافی.

ظریف ترین و تابلو ترین متد طراحی لباس و تغییر ِ دیالوگ در فیلم .

باز نویسی فیلم نامه و حتی طرح ِ اولیه ی برترین آثار سینمائی.

با نقادی تنها ترین پیر پرفسور  عرصه ی اسلامیزاسیون ِ فیلم هالیوودی،تنها بسیجی ِ صدا تاثیر گذار ِسینما رفته،تنها مسلمان بیننده ی فیلم های صحنه دار بلاد کفر،تنهاترین پرچمدار ِ هنر و فلسفه و معماری و اقتصاد و سیاست و خلاصه همه کاره ی اسلامی:شیخ الشیوخنا "حسن آنجلو بلخاریونی"معروف به حسن تروفو.

 
چگونه می شود از فیلم های بزرگ کمدی ساخت؟!

چگونه می توان با گستاخی ِ تمام قانون کپی رایت را در جائی نه مثل ِ پیاده رو خیابان ولیعصر  بلکه در "سیما" به تخم گرفت؟!

چگونه  می توان فیلم دید و گناه نکرد؟!زنِ لخت ندید؟زن ِ سینه باز ندید؟زنِ سیگاری ندید؟

 

تنها با یک فشار روی تکمه ی شبکه ی 4!!!

 

مهم فیلم دیدن نیست،مهم فیلم فهمیدن نیست،مهم وقت و شعور نیست،

مهم فیلم را به مثابه ِعمل مکانیکی ِ نگریستن،نگریستن است.

مهم این است که بلخاری و دیگر منتقدانِ مسلمانِ جویای نام، فیلم ِ ذبح نشده می بینند و شما در جریان نقد متوجه می شوید آن ها اصلآ فیلمی را که شما دیده اید نقد نمی کنند.

آن ها حتی گاهی سوتی هم می دهند و صحنه های پخش نشده را برایتان نقد می کنند.

مهم این نیست که آن ها به فیلم های بزرگ می رینند.

مهم این است که آن ها هیچ اهمیتی به این چیز ها نمی دهند.

مهم این است که آن ها فیلم های نابی پخش می کنند.

 

مهم این است...

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/02ساعت 0:37  توسط The girl with certain look  |